ایجاد یک حضور دائمی در حیاط خلوت آمریکا میتواند بازدهی خوبی در سرمایهگذاری متوسط چین داشته باشد.
عمل متقابل منصفانه است—هم در ژئوپلیتیک و هم در زندگی شخصی. وقتی در سال 2006 برای بازگشت به نیوپورت و کالج جنگ دریایی درخواست میدادم، به یاد دارم که شخصی در کمیته استخدام پرسید که حزب کمونیست چین (CCP) پس از اینکه صعود خود را به برجستگی دریایی به پایان رساند و امور را در شرق آسیا به دلخواه بزرگان حزب حل و فصل کرد، چه خواهد کرد. من گفتم که به دنبال حقوق پایگاه دریایی در اقیانوس اطلس و در اتاق انتظار دریایی ایالات متحده، یعنی دریای کارائیب و خلیج مکزیک خواهد بود. با استقرار نیروها به سمت غرب، منابع نظامی ایالات متحده را به سمت خانه میکشاند—حضور ایالات متحده را در نزدیکی در چین کاهش میدهد و در عین حال زندگی را برای آمریکا در آبهایی که معمولاً به عنوان قلمرو طبیعی خود در نظر میگیرد، پیچیده میکند.
ایجاد حضور در اقیانوس اطلس یا کارائیب، یک انتخاب خوب برای ایجاد مزاحمت خواهد بود.
شاید شاهد تحقق این پیشگویی باشیم. چند هفته پیش، دریاسالار آلوین هالسی، که فرماندهی جنوبی ایالات متحده را بر عهده دارد، شهادت مکتوبی را به کمیته خدمات مسلح سنا ارائه کرد و هشدار داد که چین ممکن است به دنبال سنگرهای نظامی در اطراف حاشیه کارائیب باشد. (تشکر ویژه: Inside Defense.) دریاسالار هالسی مینویسد: «در طول دهه گذشته، ایالات متحده عمدتاً بر منطقه هند و اقیانوس آرام متمرکز بوده است، در حالی که چین رویکردی جهانی اتخاذ کرده است.» چین با جهانی شدن، آمریکای لاتین و کارائیب را «در خط مقدم یک رقابت قاطع و فوری برای تعریف آینده جهان ما» قرار داده است. رئیس SOUTHCOM قماربازیهای پکن در نیمکره غربی را به عنوان بخشی از یک تهاجم استراتژیک جهانی میبیند: «چین از همه جهات، در همه حوزهها و به طور فزایندهای در مجمعالجزایر کارائیب—یک زنجیره جزیرهای تهاجمی بالقوه—به منافع ایالات متحده حمله میکند.»
و چنین حرکتی از دیدگاه کمونیستهای چینی منطقی خواهد بود. نیروهای ایالات متحده نزدیک به هشت دهه است که در امتداد اولین زنجیره جزیرهای آسیا مستقر شدهاند و یک دشمن بالقوه را در مسیر دسترسی چین به غرب اقیانوس آرام قرار دادهاند. سیاستها و استراتژیهایی که وعده تضعیف حضور آمریکا در شرق آسیا و تسهیل معمای دسترسی چین را میدهند، رهبران حزب را فریفته میکنند. اما رهبری CCP از زمان آغاز پروژه دریایی خود در سه دهه پیش، با خردمندی به آن نزدیک شده است. رویکرد آن منعکس کننده رویکرد پدرخوانده قدرت دریایی، آلفرد تایر ماهان است—یک مورخ و نظریهپرداز که به طور مشتاقانه در چین خوانده و مورد بحث قرار میگیرد.